خرید بک لینک
ســلســله گــفــتـــــــاری از تــاریــــخ و فرهــنـــــــــــگ مــروســــــــــت( گرد آورنده سهیل رضوی مروستی 1399/2/4 )قنات همدان مروستنقل میشود حدود 150 سال قبل قنات همدان مروست خشک و بصورت پوکه قنات و بدون صاحب بوده. حاجی آقای یزدی مجتهد وقت مروست که بعد ها نوادگانش فامیل مروستی را بر میگزینند به عتبات عالیات سفر واز علمای وقت نجف استفتا حکم شرعی چنین قناتی را در خواست میکند و نوشته میگیرد که تولیت آن با مجتهد محل است. حاجی آقا با مراجعت به مروست تصمیم به احیا قنات میگیرد. برای تامین هزینه احیاء قنات، دو  دانگ را به میرزا جلال شیرازی و دو دانگ هم  به حاجی میرزا محمد وکیل الدوله دوم (پدر مادر میرزا سید محمد) از مالکین قنات نفس القریه مروست واگذار میکند و دو دانگ هم برای خودش نگه می دارد. پس از دایر شدن قنات چون مقدار آب قنات کم بوده حاجی آقا مجددا نیم دانگ دیگر ازدو دانگ سهم خود برای ادامه کار قنات به آنها واگذار میکند مشروط بر این که با بهتر شدن وضع مالی نیم دانگ را با پرداخت بها به او برگردانندپس از این که قنات دایر و آب کافی تامین میشود مالکان شیرازی تصمیم بفروش 5/4 دانگ سهم خود میگیرند. که حاج محمد اسماعیل دهقان دو دانگ سهم میرزا جلال و یک دانگ سهم حاج وکلیل الدوله را میخرد (نیم دانگ آن را برای برادر صغیرش میرزا آقا آقاجان) .میرزا جلال و حاج وکیل الدوله تصمیم میگیرند نیم دانگی که حاجی آقا مجتهد به آن ها واگذار کرده بعنوان هدیه به او بر گرداننداز یک دانگ باقیمانده سهم حاج وکیل الدوله سه حبه را غلامحسین علی مند گاریزی (شوهر مرضیه) ، سه حبه راعلی تِجِنگی گاریزی پدر پدر احمد کل حسین میخرد و نیم دانگ دیگر را حاج وکیل الدوله در ازای خدمتی که اسدالله علی بابای

برچسب: نویسنده: آرمان فدایی تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 9:46

تشابهات گویش مروستی و لُری 1399/11/22اُرسی ← کفش  (لری)اَخ تُف ← خلط گلو (لری)اوسار ← افسار (لری)اُوِس ← حیوان باردار، آبستن (لری)اَریب ← کج (لری)اِنگار ← عین، شبیه، مانندبِهِل ← بگذار ، فرصت بده ، اجازه بده (لری)پَرکنده ← آشفته ، پریشانپِلِنگ ( peleng ) ← مقدار و بسته بندی کم و اندک ، بار و بُنه اندکپُف ← فوت کردن، شُش، ریه، برآمدن، باد کردن، وَرَمپَسَکی و پُشتَکی و پَس پَسَکی ← از پشت ، به پشتپار دُم ← تسمه زیر دم جُل الاغتَرکه ← شاخه نازک و قابل انعطاف درخت (لری)تَنگ ←  Tang درّه و گذر گاه بین دو کوه ، سفت و محکم (لری)تُنُک Tonok← باریک، با فاصلهتیر ← میله ای چوبین برای پهن کردن خمیر نان ، وَردَنَه (لری)توره ← شغال  (لری)جومه ← جامه ، پیراهن (لری)جوغًن ← هاون سنگی(لری)چرّ cherr  ← سوراخ، لا ، درز(لری)چَپَلَق ← کشیده ،سیلی  (لری)خُنُک khonok ← سرد مرام ، کم جنبه (لری)خُنَک khonak ←هوای سرد (لری)خِنگ  kheng← کم فهم، کم یاد و هوشخیک ←  Khik از جنس پوست برای نگهداری روغن(لری)خاگینه ← نوعی نیم رو (لری)دُمّبه ← دَنبه گوسفند (لری)دَق ← زمین صاف (آب افتاده و بدون گردو خاک)دِق ← غم و غصهدُشبُل ← غُدّهدولچه ← از جنس پوست بشکل دول یا دَلو برای نگهداری آب دِروش ← درفش (لری)دَمَر ← وارونه (لری)دَم دَما ← نزدیکی های (لری)دول ← دَلو  (لری)رو کردن Row  ← حرکت کردن ، شروع شدن ، جاری شدنرو ← Roo  بالاسُمّ و سوراخ ← سوراخ ، پناهگاه، مخفی گاهسیخ ← باریکه (از چوب)سَر سُمّ ← سکندری   (لری)ساسی ← مانوس ، انس گرفته (بعنوان مثال گوسفند ساسی)سَررشته ← سلیقه، تجربه (لری)شو show← شب (لری)شوربا ← سوپ، آبگوشت پرهیزانه بیمارشَپَلَق ← صدایی که ا

برچسب: نویسنده: آرمان فدایی تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 9:46

گزیده گویش مروستی 1399/11/22 حرف آآبریز  ←  دستشوییآتیشکو ←  چوب همزن آتش تنورآجیر ← هُشیار و بیدار، هنوز بخواب نرفته، با اندک صدایی بیدار شدنآدور ←   (Adour)گیاهی با خارهای سوزنی بلند، خوراک شتر، خار و خار شترهم گفته میشودآفتاب کوه رو ←  وقت غروب آفتابآلِش ← Alesh عوض ، معاوضه حرف ااِدبار ← ناکاردان ، بدرد نخور، نا کارآمد، کهنهاَسکُلو ←  هسته خرمااُوسونه  ←  افسانه ،  قصهاُرسی ← کفشاز تِرک افتادن ← از شکل و قیافه و کیفیت افتادناُشقُردَن ← فشردناُشنُفتَن ← شنیدناَعنومه ← هنگامه ، عجیب ، دیدنیاِنگار ← عین، شبیه، مانند اِنگار کردن ← ترک رفت و آمد، ترک عادتاِنگار نه اِنگار ← مپندار، مپنداشتن ، بی توجه، بی خیالاُماخته ← عادتی، عادت کرده حرف ببارپاز ← گندم پاک کنبارانداز← جایگاه اُتراق کاروانبارزمین ← زَردَکباشنده  ← مقیم باک ← ترس ، ناخوشبی باک ← نترس، شجاع ، سالمباکیش نیست ← سالم است، عیبی نداردبامال ← بیان مقدارکم وته مانده، مثل بامال صابونبالو (Baaloo) ←  جدّی، در بازی حکم بُرد و باخت جاریست. متضاد آن نَبالوبَراِنداز ← برآوردبِنج Benge) ( ← زنبوربِسک (Besk) ← ماسه نرم ، بادروبهبَسا باشه ← ممکنه، شاید ، چه بسا، احتمالبَشن ← بدنه هر چیزی، بَشن آدم ، بشن دیوار، بشن کوه، بشن درخت ،  از بَشن دیوار بالا رفتنبَقُّر ← قورباغهبُنه  (Bonah) ←  واحد شمارش درخت ، بارو بُنَهبیرین Birin← دَرز، شکافبیله Beilah← گروه ، دسته، طایفه ، جمعیتبُلیت  Bolait ← خُل، ساده حرف پپِرسیک  (Persik) ←  پَرستو (نام پرنده)پیر مِشتَکو (pir meshtakoo) ←   پژمرده، حالت پوست بدن  در سنین پی

برچسب: نویسنده: آرمان فدایی تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 9:46

صفحه بندی